قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4969
تاريخ الفي ( فارسى )
هزار اسب و هزار تنكه « 1 » زر مسكوك به نام نامى آن حضرت و اقمشه و اسلحه و اوانى و ظروف زر و نقره و يك قطعه لعل خوشرنگ كه اندازهء هيجده مثقال وزن داشت ، آوردند . و صاحبقران بعد از آنكه بر گرگين جزيه مقرر فرمود ، معاودت فرموده به تفليس آمد و در آن نواحى از معابد نصارا اثر نگذاشت و از آب گذشته به صوب قراباغ و اران روانه شد . و چون شهر بيلقان چنان ويران شده بود كه از عماراتش اثرى ظاهر نبود ، به خاطر مبارك آن حضرت خطور نمود كه آن شهر را آبادان سازد و شهرى مشتمل بر حصارى عريض و خندقى عميق و چهار بازار و خانههاى بسيار و حمامات و كاروانسرا و غير آن طرح انداخته و دور حصار دو هزار و چهار صد ذرع و ارتفاع ديوار پانصد ذرع و عرض خندق چهارده ذرع و بر شاهزادگان و امرا و لشكريان قسمت يافت . و در مدت يك ماه آن شهر از خشت پخته ساخته و پرداخته شد . و اين امريست در غايت غرابت . و آن شهر و تمام اران و ارمن زمين [ و گرجستان و طبرزون ( طبرسران ) و بردع و گنجه ] « 2 » نامزد اميرزاده خليل سلطان شد . و قبل از اين مذكور شد كه اميرزاده رستم و اميرزاده ابا بكر در حوالى حله به هم رسيدند و از آب فرات [ 527 الف ] گذشته به امير قرايوسف رسيدند . و با شاهزادگان سه هزار كس رسيده بود و اميرزاده ابا بكر ، اميرزاده رستم را كه به سال بزرگتر بود ، تكليف نمود كه قول شود . او در جواب گفت كه « من به كمك آمدهام . صلاح در آن است كه دو قول ترتيب شود . » و دو قول آراسته با قرايوسف جنگ كردند . يارعلى ، برادر قرايوسف در معركه كشته شد و قرايوسف به جانب شام گريخت و حرم قرايوسف ، مادر اسكندر و اسفنديار اسير شدند . و بشارت اين فتح در بيلقان به صاحبقران رسيد و فرستادهء شاهزادگان نوازش يافته با خلعت خاص و نوازش نامهها نزد شاهزادگان معاودت نمودند . و اميرزاده ابا بكر كه حكومت عراق عرب به او متعلق بود ، در آبادانى بغداد مساعى جميله به تقديم رسانيد . و اميرزاده عمر كه حكومت سمرقند به او متعلق بود و به غايت عادل و شجاع بود و به موجب فرمان متوجه آذربايجان شده بود ، در بيلغان به ملازمت صاحبقران مشرف شده نوازش بىاندازه يافت . و از رود ارس « 3 » جويى به طول شش فرسنگ و عرض پانزده ذرع بر لشكريان قسمت نموده كندند و تمام ولايت بيلقان به آن آب آبادان شد . و امير بهرامشاه اسلام برادر جلال الاسلام به كوتوالى قلعهء بيلقان مقرر شد . و در اين وقت اكثر اوقات صاحبقران به تحقيق احوال رعايا و زيردستان مىگذشت و قضات و علما را جمع فرموده از ايشان احوال رعاياى
--> ( 1 ) . قرص رايج خواه از زر باشد ، خواه از نقره يا مس . - غياث اللغات به نقل از لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . افزوده از روضة الصفا . ( 3 ) . نسخ : شهر ارس .